مردن در سکوت شب...
تاريخ: جمعه نهم تیر 1385 ساعت :17:49

عاشقی روح مرا آزرده است
خنده هایم را ز پیشم برده است
عاشقی را می توان تحقیر کرد؟
عاشقی را می شود زنجیر کرد؟
عاشقی تقصیر یک پیغام نیست
صحبت از آن دانه و این دام نیست
عاشقی یک اتفاق ساده نیست
صحبت از دل بردن و دلداده نیست
عاشقی یک کلبۀویرانه نیست
صحبت از شمع وگل و پروانه نیست
عاشقی تصویر یک پاییز نیست
یک شب سرد و ملال انگیز نیست
عاشقی چیزی برای هدیه نیست
طرح دریا و غروب و گریه نیست
عاشقی یک نامه و نقاشی بیجان که نیست
عکس قلبی خورده
قطره های خون میان آن که نیست
عاشقی روییدن یک غنچه در باران که نیست
هرچه می گویند این وآن که نیست
عاشقی تنهای تنها یک تب است
بی تو مردن در سکوت یک شب است
...
» ب ه ....... ی ا د ......... ت و«


