تبليغاتX
...چرت و پرته، نیا تو که پیر میشی...

این 10 ثانیه...
تاريخ: چهارشنبه دهم خرداد 1385 ساعت :21:26

10 ثانیه تا انتها

پایان بی سرو صدا

بی خبر از هر شب و روز

من و یک شمع نیمه سوز

یکی گذشت از ثانیه

9 تای دیگه باقیه

ای کاش تو لحظه ای که رفت می دیدمش یه بار دیگه

اون دور بود و من تو حسرت، ثانیه ها که می گذشت

ای کاش تو این یک ثانیه، بی بودنش نمی گذشت

ساعت می گه 2 ثانیه

8 تای دیگه باقیه

یه عمر نشستم منتظر

کی می گه اینا بازیه

پولدار بودن جرمه منه

عاشق بودن تنها گناه

یه عمری چشم به در بودم

این آخرا هم چشم به راه

ساعت بازم بهم می گه 3 ثانیه رفته دیگه

خبر داری چه زود گذشت

مونده فقط 7 ثانیه

هی با خودم گفتم می آد

امیدتو ندی به باد

داد می زدم پس کی می آد

کسی جوابم و نداد

ثانیه پشت ثانیه

رفتن تا 6 و 7 و 8

لحظه تو گوشم داد می زد

8 ثانیه از سر گذشت

من موندم و 2 ثانیه

ازم فقط این باقیه

هنوز نشستم منتظر

چشم امیدم به خداست

آی ای خدا

بهش بگو

بگو که من تا آخرین لحظه

خیره بودن، چشمام به در

ثانیه نهم که رفت

مونده فقط 1 ثانیه

سرت سلامت نازنین

از من یه ثانیه باقیه

قسمت نشد ببینمت

شاید که لایق نبودم

منتظرت بودم یه وقت نگی که عاشق نبودم

ثانیه ده گل یاس

راحت شدم، دیگه خلاص

آزاد شدم، بیام پیشت بی واهمه، بی هیچ هراس

قشنگ ترین ثانیه ها، این ده تا بود که زود گذشت

رویای شیرینی بود و ناز، چون با خیال تو گذشت

 

...................... به یاد تو ......................

نوشته شده توسط رادین جون! | موضوع: | لينک ثابت |
? This Template Designed By رادین پشمالو
Time spent here: