تبليغاتX
...چرت و پرته، نیا تو که پیر میشی...

برات جون میدم...
تاريخ: چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت :22:25

اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ...

 ولي...

اگه تو مُردي ...

من فقط يه بار ميام مزارِت ...

ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي...

 

به یاد تو ه-ن-ه

نوشته شده توسط رادین جون! | موضوع: | لينک ثابت |
بچه که بودیم....
تاريخ: پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 ساعت :20:22

كوچك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم

اكنون كه بزرگيم چه دل تنگيم

كاش همان كودكي بوديم كه حرفهاشواز نگاهش ميتوان

خواند.

اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد...

و دل خوش كرديم كه سكوت كرده ايم

سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست!!!

 

 

 ! یک دقيقه سکوت براي روياهاي شيرين کودکي، که هرگز باز نخواهند گشت!

 

«به یاد تووووووووووووووووووووووووو»

نوشته شده توسط رادین جون! | موضوع: | لينک ثابت |
این دیگه عنوان نمیخواد....
تاريخ: شنبه هجدهم شهریور 1385 ساعت :17:11

امروز روز تولدمه!

ولی هیچ کس یادم نبود جز خودم!

جالبه که ما به فکر همه هستیم و دیگران...

بگذریم.....

خلاصه امروز برای خودم یه جشن کوچولو میگیرم! و...... تولدمو به خودم تبریک میگم!

 

... به یاد تو ...

 

نوشته شده توسط رادین جون! | موضوع: | لينک ثابت |
راضی نبودم...
تاريخ: چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 ساعت :11:33

اگر از این زندگی رازی بودم !

اگر از به دنیا آمدنم رازی بودم !

هیچ گاه هنگام تولد نمی گریستم !!!

 

به یـــــــــــــــــــــــــاد تو

نوشته شده توسط رادین جون! | موضوع: | لينک ثابت |
? This Template Designed By رادین پشمالو
Time spent here: