فقط همین...
تاريخ: سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 ساعت :20:56

گلی را با عشق به تو هدیه میدهم!
عطرش به تو خواهد گفت که دوست دارم عطر پنهانت را ببویم...
شکوفه اش به تو خواهد گفت که دوست دارم سر زندگی ات را بجویم...
پژمرده گی اش به تو خواهد گفت که دوست دارم در کنار تو پیر شوم و بمیرم...
و من این گل را به تو هدیه میدهم و با عشق زیر لب میگویم دوستت دارم.
به یاد توووو.
مرغ وحشی...
تاريخ: پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت :16:10

نرنجان دلم را
که این مرغ وحشی
ز بامی که برخواست مشکل نشیند !
میمرند...
تاريخ: سه شنبه دهم مرداد 1385 ساعت :7:11
بچه ها شوخی شوخی به گنجشكها سنگ ميزنند و آنها جدی جدی ميميرند... آدمها شوخی شوخی زخم ميزنند و قلبها جدی جدی ميشکنند... و تو شوخی شوخی لبخند ميزنی و من جدی جدی عاشق ميشوم
.... . . به یاد تو . . .


