هنگامی که مُردم:
مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند سیاه بخت رفته ام
دستانم رابیرون بگذارید تا همه بدانند دست خالی رفته ام
چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار از دنیا رفته ام
بر سنگ قبرم تکه یخی بگذارید تا به جای یاران برایم بگرید
و بر سنگ مزارم بنویسید:
که آشفته دلی بود در این خلوت خاموش
او زادۀ غم بود و ز غم های جهان گشته فراموش

پاسخ هر بوسه ای يک بوسه است
بهترين هديه پس از يک انتظار
بشنويد از من فقط يک بوسه است
بوسه را تکرار می بايد نمود
بوسه يعنی عشق و آواز و سرود
بوسه يعنی وصل جانها از دولب
بوسه يعنی پر زدن , يعنی صعود

بی تو هر شب غم تو
به خلوتِ خودم می بردم
خبری از تو نبودُ
لحظه ها رو می شمردم
وقتی شب سحر میشد به بی قراری
خودمو به دسته گریه می سپردم
گله و شکایتی از تو به لب نمی آوردم
تو به یاد من نبودی
اما من واست می مُردم
اما من واست می مُردم
واست می مُردم
من تورو از تو می خواستم که به عشقت
در دنیا رو به رو خوابام ببندم
تو منو مثله یه بازیچه می خواستی
که واست گریه کنم، واست بخندم
اما من واست می مُردم
اما من واست می مُردم
***
یه شبی بی تو تو دفترچۀ قلبم
اونجا که آخر عشق و سر گذشته
زیر اسم خودمون واست نوشتم
راست می گی....که اون گذشته ها دیگه گذشته
تو منو با دریا دریا اشک چشمام نمی خواستی
آخه تو بیشتر از اون گریۀ من گریه می خواستی
تو منو مثله یه بازیچه می خواستی
که واست گریه کنم، واست بخندم
اما من واست می مُردم
اما من واست می مُردم
به یاد تو>><<به یاد تو

اگر باد بودم می وزيدم،
اگر ابر بودم می باريدم،
اگر مهر بودم می تابيدم،
اگر خدا بودم می آفريدم تا بدانی دوستت دارم
....اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم،
اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم،
اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم،
اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم،
اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم،
از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم،


