
روی یک تاقچۀ سنگی
میون دو قاب رنگی
بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی
عکس تو قاب خاتم
در حصار خالی از غم
حتی در مرگ من
نمیگیره رنگ ماتم
عکس من بر عکس تو عاشق ترینه
چون هنوزم عاشق تو نازنینه
الهی هر کی منو بی تو ببینه
مثله من به خاک دل تنگی بشینه
قلب من عاشق ترینه
قلب من عاشق ترینه
فرق من با تو همینه
فرق من با تو همینه
به یاد تو.
اول و آخر هر عشق هوسه!!!
مگه نه؟!

پنهون نکن فریبتو
می خندی اما زورکی
نگاهت از من خالیه
بهونه هاتم الکی
تو دیگه ما رو نمیخوای
این از نگات مشخصه
من میدونم دستای من
به دست تو نمی رسه
فریب حتی گریه هاتو لحظه هاتو بودناتو موندناتو خواستنات...
دیگه گولم نزن دروغ نگو
نگوکه قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من میزنه
گولم نزن دروغ نگو
نگوکه قلبت با منه
نگو که نبض لحظه هات
فقط واسه من میزنه
***چقدر ساده بودم
تو این همه تو رو نشناخته بودم
تو حیله هات دلم رو باخته بودم
که قلبت با منه...
چقدر دیوونه بودم
حتی وقتی دستتو خونده بودم
بازم به تو من چیزی نگفتم
که قلبت نشکنه...
...به یاد تو...

بازم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جون خسته ام بازم تب اومد
بازم از نالۀ خونین قلبم
خدایا بانگ یا رب یا رب اومد
شب اومد باز شب اومد باز شب اومد
به جون خسته ام بازم تب اومد
هوا تاره چراغم سوت و کوره
تنم داره می سوزه مثله کوره
خدایا یار من کی بر میگرده
آخه این از خداوندی به دوره
هوا تاره چراغم سوت و کوره
تنم داره می سوزه مثله کوره
خدایا یار من کی بر میگرده
آخه این از خداوندی به دوره
خدایا این حبیبه یا طبیبه؟
چه مهمونه عزیزی دارم امشب
خدایا این حبیبه یا طبیبه؟
چه مهمونه عزیزی دارم امشب
«
خدایا ولی باز به خداییت شکر»به یاد توـــــــــــــ

ای خدا من به کسی کاری ندارم
ولی زخم از همه خوردن شده کارم
از غریب و کسی که وصلۀ جونه
پشت پا خوردن و مردن شده کارم
کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد
باعث رنج و فریبم نمی شد
آخه هوشیاری غم بزرگیه
کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد
بعضیا قید همه چیرو زدن
بعضیا اسیره اقبال بدن
اون بالا نشستی گوش کن ای خدا
چه عذابیه به دنیا اومدن
کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد
باعث رنج و فریبم نمی شد
آخه هوشیاری غم بزرگیه
کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
هر کجا پا می ذارم هر جا که می رم
پیش چشمام می بینم حلقۀ داری
ای خدا من خودمم هیچ نمی دونم
چرا هر گل پیش چشمام میشه خاری
کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد
باعث رنج و فریبم نمی شد
آخه هوشیاری غم بزرگیه
کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد
مرگ تدریجی شده هستی برام
نقش خنده دیگه مرده رو لبام
ای خدا هر کسی از راه می رسه
می کنه چاه دو رنگی پیش پام
کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد
باعث رنج و فریبم نمی شد
آخه هوشیاری غم بزرگیه
کاشکی هشیاری نصیبم نمی شد
~~~~~Be YaDe To~~~~~

خودمو گول میزدم توی دو رنگی
نمی خواستم ببینم دل سنگی
می دیدم داشتی یواش یواش می رفتی
اما خواستم خوش باشی توی زرنگی
هِی میگفتم دل خوش فردا میمونم
واسه خوندن تو بودی تنها بهونم
هی میگفتم به خودم همش خیاله
همۀ این حرفا یه شوخیه می دونم
تو چشات برقی نبود مثله گذشته
تازه فهمیدم از این حرفا گذشته
من همونیم که بودم
تو داری عوض میشی
من همونیم که بودم
تو داری عوض میشی
من همونیم که بودم
تو داری عوض میشی
...
***به یاد تو***
خندۀ تلخ آدما
همیشه از دل خوشی نیست
گاهی شکستن دلی
کمتر از آدم کشی نیست
ـــــــ به یا توــــــ

خوردم قسم تا بعد از این
با چشم بازعاشق شوم
حالا که آمد دیگری
من میروم من میروم
خداحافظ خداحافظ
حالا که دست دیگری
بر هم زده دنیای ما
حالا که برهم میخورد
آرامش فردای ما
خداحافظ خداحافظ
ای تکیه گاه ناتوان
از نا امیدی خسته ام
از بیم فرداهای دور
بار سفر رو بسته ام
گفتی که در سختی و غم
پشت و پناه من شوی
در کوره راه زندگی
فانوس راه من شوی
حالا که پشت پا زدن
برای تو آسان شده
حالا که لحظه های تو
ازآن این وآن شده
خداحافظ خداحافظ
به یاد تو
سر گرمیه تو
شده بازی با این دل غمگین و خسته ام
یادت نمیاد
اون همه قول و قرارایی که با تو بستم
با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشسته ام
نشکن دلمو
به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز
نگو بی خبری
نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کارت این دل عاشق شب و روز
...به یاد تو...

ما بهم محتاجیم
مثله دیوونه به خواب
مثله گندم به زمین
مثله شوره زار به آب
ما بهم محتاجیم
ما بهم محتاجیم
ما بهم محتاجیم
مثله ما به آدما
مثله یه ماهی به آب
مثله آدم به هوا
ما بهم محتاجیم
ما بهم محتاجیم
به یاد تووووو
دلم میخواد که روزی صد هزار بار
بهت بگم دوست دارم عزیزم
دلم میخواد که عمرو زندگیمو
به پای عشق خوب تو بریزم
دلم میخواد که از لبهای گرمت
گلای سرخ بوسه رو بچینم
دلم میخواد جواب دوست دارم رو
تو چشمای قشنگه تو ببینم
دلم میخواد جواب دوست دارم رو
تو چشمای قشنگه تو ببینم
ولی حیف که نستی...
(به یاد تو)

سر به روی شانه های مهربانت می گذارم
عقدۀ دل می گشایم
گریه ی بی اختیارم
سر به روی شانه های مهربانت می گذارم
عقدۀ دل می گشایم
گریه ی بی اختیارم
آه...
از غم نا مردمی ها
بغض ها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
دوست دارم
(به یاد تو)

نکنه یادت بره مال کدوم قبیله ای
تو هنوزم راز جاده های صبح رو می دونی
لحظۀ آبی دریا تو صدات جون میگیره
وقتی که شعر سفر رو واسه بارون می خونی
می دونم که هر دومون خسته از این فاصله ایم
ولی از یادت نبر مال کدوم قبیله ای
به یاد توووو...

من روی قمار چشمات
همه زندگیمو باختم
تو نساختی با دل من
با بود و خوب تو ساختم
لحظه لحظه با تو بودم
ولی انگار نمیدیدی...
مگه عاشقی گناهه؟
که به دادم نرسیدی...
من همیشه ساده بودم
خاکی و دل داده بودم
دلمو چه عاشقونه به نگاهت داده بودم...
واسه دیگران تو شمعی
واسه من خاموش و غمگین
برای خودی تو دردی
واسه غریبه تسکین
واسه دیگران حقیقت
واسه من عین سرابی
برای همه ستاره
برای من مثله شهابی
وقت و بی وقت
لحظه ها رو
به دلم زهر نکن
بیا و این دمه آخر
صحبت از قهر نکن
شَبا وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
میگم ای دل دلِ آلوده ببر
اگه روزی بکشم نالۀ سرد
آه و نالم می گیره دومنشو
آتیشِ عشق میسوزونه تنشو
تو مصیبت کشی ای دل می دونم
میونه آتیشی ای دل میدونم
داری پرپر می زنی جون میکنی
اینو اَز اشکهای چشمت میخونم
شَبا وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم
دیگه دل طفلکی دیوونه شده
مثله من دربدر ازخونه شده
نداره هیچ کَسواین دل میدونم
دیوونه هم دمِ دیوونه شده
شَبا وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

از دستِ عزیزان چه بگویم؛ گِله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جزاین دستِ مرا مشغله ای نیست
دیریست که از خونه خرابانِ جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرتِ دیدار تو آواره ترینم
هرچند که تامنزلِ توفاصله ای نیست

می گویند شیشه ها احساس ندارند،ولی وقتی اسم زیبای تو را روی شیشۀ مه آلودی نوشتم وگفتم دوستت دارم آرام گریست
روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی یادته؟
روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟
شعرای کتاب درسی یادته؟ گفتی از همه میترسی یادته؟
عکسامون تو قابِ عکس یادته؟ بلۀ بدون مکث و یادته؟
دستامون تو دسته هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود یادته؟
چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن همه قدغن بود یادته؟
روزگار قهرو آشتی و یادته؟ هیچ کس و جز من نداشتی یادته؟
رویاهای آسمونی و یادته؟ قول دادی پیشم بمونی یادته؟
روزای بی غم و غصه رو یادته؟ گفتی میمونی تا آخر قصه یادته؟
عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش آقا کلاغه رو یادته؟
دستای گرممون تو زمستون یادته؟ شونه به شونه زیر بارون یادته؟
واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که میگفتی راز رو یادته؟
فال های کتابارو یادته؟ می خوندی با اشتیاق برام یادته؟
گل سرخُ نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و نمیدیم یادته؟
حرفام سر صداقت بود یادته؟ ولی تو،تو فکر خیانت بودی یادته؟
پنهونی سر قرارویادته؟ تأخیرات توی بهارو یادته؟
گوش نمیدادم به نصیحت یادته؟ تو می گشتی دنبال یه فرصت یادته؟
راستی!!!هنوز رادین و یادته؟
من آن گلبرگ مغرورم كه می ميرم زه بی آبی ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردم

به تو میگم که نشودیوونه اِی دل*
*به تو میگم که نگیر بَهونه ای دل*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
*به تو میگم عاشقی ثمر نداره*
*واسه تو جز غم و درد سر نداره*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
*عقلمو زیر پا گذاشتی رفتی*
*تو منومبتلا گذاشتی رفتی*
*به غمِ زمونه ای دل*
*منو جا گذاشتی رفتی*
*به خدا منو رسوا کردی ای دل*
*همه جا مُشتمو وا کردی ای دل*
*فتنه بر پا کردی ای دل*
*منو رسوا کردی ای دل*
*میدونم تو دیگه عاقل نمیشی*
*تو دیگه برای من دل نمیشی*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
به تو میگم که نشودیوونه اِی دل*
*به تو میگم که نگیر بَهونه ای دل*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
*به تو میگم عاشقی ثمر نداره*
*واسه تو جز غم و درد سر نداره*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
*من دیگه بچه نمی شم آه،دیگه بازیچه نمی شم*
******به یاد تو******

*من یاد گرفتم وقتی دلتنگم خودم رو بارؤیاهام سرگرم کنم*
*من یادگرفتم چه جوری وقتی اشکم از چشمم میاد پایین با دست پاکش کنم*
*من یاد گرفتم چه جوری مُهر سکوت به لبم بزنم وقتی تو دلم دنیای حرفه*
*من یاد گرفتم وقتی که دلم از هر وقتی بیشتر می گیره فقط به تو فکر کنم*
*من یاد گرفتم وقتی که تو نیستی چطوری خودم رو با یادت آروم کنم*
...به یاد تو....

ای که بی تو خودمو،تک و تنها می بینم
هر جا که پا میذارم تورو اونجا می بینم
یادمه چشمای تو،پر درد وغصه بود
قصۀ غربته تو، قد صد تا قصه بود
یاد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر منو آتیش می زنه
***
تو برام خورشید بودی،توی این دنیای سرد
گونه های خیسمو، دستای تو پاک می کرد
حالا اون دستا کجاست،اون دو تا دستای خوب
چرا بی صدا شده، لبه قصه های خوب
من که باور ندارم،اون همه خاطرمون
عاشق آسمونا، پشت یک پنجره موند
آسمون سنگی شده،خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها، گریه هامو ندیده
یاد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر منو آتیش می زنه
×××به یاد تو×××
دیگه دنیا واسه من تاریکه
زندگی کور رهی باریکه
آخر قصۀ من نزدیکه
این منم از همه جا وا مانده
از همه مردم دنیا رانده
رانده و خسته و تنها مانده
ای خدا....ای خدا....ای خدا....
عشق بی غم توی خونه
خنده های بچه گونه
به دلم شد آرزو
بازیه عمرمو باختم
کاخ امیدی که ساختم
عاقبت شد زیر و رو
ای خدا....ای خدا....ای خدا....
*چشم من بیا منو یاری بکن*
*گونه هام خشکیده شد کاری بکن*
*غیر گریه مگه کاری میشه کرد*
*کاری از ما نمیاد زاری بکن*
*اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد*
*تا قیامت دل من گریه می خواد*
***
*هر چی دریارو زمین داره خدا*
*با تموم ابرهای آسمونا*
*کاشکی می داد همه رو به چشم من*
*تاچشام به حال من گریه کنن*
*اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد*
*تا قیامت دل من گریه می خواد*
*قصۀ گذشته های خوب من*
*خیلی زود مثله یه خواب تموم شدن*
*حالا باید سر رو زانوم بذارم*
*تا قیامت اشک حسرت ببارم*
*دل هیشکی مثله من غم نداره*
*مثله من غربتو ماتم نداره*
*حالا که گریه دوای دردمه*
*چرا چشمم اشکشو کم میاره*
***
*خورشید روشن ما رو دزدیدن*
*زیر اون ابرهای سنگین کشیدن*
*همه جا رنگ سیاه و ماتمه*
*فرصت موندنمون خیلی کمه*
*اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد*
*تا قیامت دل من گریه می خواد*
*سرنوشت چشماش پر نمی بینه*
*زخم خنجرش می مونه تو سینه*
*لبه بسته سینۀ غرق به خون*
*قصۀ موندن آدم همینه*
*اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد*
*تا قیامت دل من گریه می خواد*
«به یاد تو»

یکی را دوست میدارم ولی افسوس او نمی داند*نگاهش می کنم من شاید بخواند دردِ بی درمانم ولی افسوس او نگاهم را نمیخواند*به برگِ گل نوشتم من تو را من دوست دارم ولی افسوس او برگ گل راپاره کرد تا دوستانش را بخنداند*
دیگه دنیا واسه من تاریکه
زندگی کور رهی باریکه
آخر قصۀ من نزدیکه
این منم از همه جا وا مانده
از همه مردم دنیا رانده
رانده و خسته و تنها مانده
ای خدا....ای خدا....ای خدا....
عشق بی غم توی خونه
خنده های بچه گونه
به دلم شد آرزو
بازیه عمرمو باختم
کاخ امیدی که ساختم
عاقبت شد زیر و رو
ای خدا....ای خدا....ای خدا....


