
مرا با شمع نسبت نیست در سوز
که شمع در شب سوزد و من در شب و روز
|.|به یاد تو|.|
...sh

شمع ميسوزد و پروانه به دورش همه شب من كه ميسوزم و پروانه ندارم چه كنم؟؟؟
به یاد تو
خدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است، تو اگر مدارا نکني ما را خداي ديگر کجاست ؟

ای بهترین بهترین ها
ای مهربانترین مهربان ها
آیا در دفتر محبت خود
ما را مینویسی در ردیف خوبها؟؟؟

اگه حرفی واسه گفتن نداری چرا شبها نمی ذاری بخوابم؟
تو كه با من سر ياری نداری چرا کردی بی تابم؟
برو ای دل كه دگر با تو کاری ندارم!
یا واسه یه شبم شده بذاز راحت بخوابم!
"""".....به یاد تو.....""""

چه دردیست این
این شب سرخ خونین پهنا
که درست همچون جگرم از غمت تاول زده است
می کنم تاول به تاول جگرم را
چرا فراموش نمی شوی؟
به یاد تو

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي
هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي
براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود
نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير
منم عاشق گمگشته تو
هنوزم هستم به یاد تو
هنوزم هستم به یاد تو...

زمان به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست
....
بوسيدن قول ماندن نيست
.....
و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
|||به یاد تو|||

شب بود
تو خیابان منتظرش بودم
اما او نیومد
خیلی سرد بود
تک تک سلول هام یخ زده بود
...
پس چرا نبومد
مگه میشه بره بیرون و انقدر دیر بیاد خونه؟؟!
احتمالا مشکلی براش پیش اومده
احتمالا با کسی بیرون رفته
ولی نه...
ما به هم خیانت نمیکنیم
آره.....ما.....
زود میاد
الان دیگه پیداش میشه
ولی باز نیومد
...
ساعت ها گذشت
تا اینکه...
دوستمو دیدم
با یه دختر دیگه بود
چقدر هم شبیه عشق من بود
چقدر شباهت!!!
قد و هیکلش
گیسوان بلندش
طرز آرایش کردنش
نـــــــــــــه...
اون عشق من نیست....
امکان نداره....
ما با هم قول و قرارایی داشتیم....
مگه میشه....
اون با دوست من....
نه اون نیست.....اون خودش نیست....
امکان نداره....
اون نیست....
ولی تا کی؟
تا کی خودمو گول بزنم؟
باید باور کنم که فقط گلها خیانت نمیکنند
بر اساس خاطره ای از ۱۳ اسفند ۱۳۸۳
:..:::.به یاد تو:::><<:::.

زیاد شراب خورده بودم
چشم هایم نمیدید
خواستم بلند شوم
اما....
توان رفتن نداشتم
خودم روی زمین انداختم
او کنارم بود
دستش را دور گردنم حلقه کرد
و یه بوسه گرم
با نفس های نا هماهنگ و شهوتناک
بوسه ای دیگر
و طولانی تر
طعم لبانش در دهانم بود
چیزی جز او برایم مفهومی نداشت
نگاه هایش بیشتر مستم میکرد
تنم داغ شده بود
گرمی تنش را حس می کردم
قلبم به شدت می زد
انگار زمان ایستاده بود
لمسم کرد
لمسش کردم
با بوسه های طولانی
هر چه جلوتر میرفتیم
لذت بیشتر می خواستیم
کاش همیشه کنارم بود
باز هم جلوتر رفتیم
جلوتر و جلوتر
کار از کار گذشته بود
بیشتر می خواستیم
بیشتر...
بیشتر...
و.....
تمام.
بر اساس یه خاطره...
به یاد تو<<<<:::::

شراب بود و خیال
ولی لب به جام نبردم
میگویند برای عشق بازی مست باید بود
من هوشیار بودم و با تمام وجود
او را احساس می کردم
که در من متولد می شد
برای اولین بار
لذت از گناه را با تمام وجودم
احساس کردم
و او را در آغوش خود
نوازش کردم
تا نفرین بفرستند
تمام خدایان
بر معصومیت گناهکاران

>>>>>>>>>>>>>>>به یاد تو<<<<<<<<<<<<<<

اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ...
ولي...
اگه تو مُردي ...
من فقط يه بار ميام مزارِت ...
ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي...
به یاد تو ه-ن-ه
كوچك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم
اكنون كه بزرگيم چه دل تنگيم
كاش همان كودكي بوديم كه حرفهاشواز نگاهش ميتوانخواند.
اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد...
و دل خوش كرديم كه سكوت كرده ايم
سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست!!!

! یک دقيقه سکوت براي روياهاي شيرين کودکي، که هرگز باز نخواهند گشت
!
«به یاد تووووووووووووووووووووووووو»

امروز روز تولدمه!
ولی هیچ کس یادم نبود جز خودم!
جالبه که ما به فکر همه هستیم و دیگران...
بگذریم.....
خلاصه امروز برای خودم یه جشن کوچولو میگیرم! و...... تولدمو به خودم تبریک میگم!
... به یاد تو ...

اگر از به دنیا آمدنم رازی بودم !
هیچ گاه هنگام تولد نمی گریستم !!!
به یـــــــــــــــــــــــــاد تو

گلی را با عشق به تو هدیه میدهم!
عطرش به تو خواهد گفت که دوست دارم عطر پنهانت را ببویم...
شکوفه اش به تو خواهد گفت که دوست دارم سر زندگی ات را بجویم...
پژمرده گی اش به تو خواهد گفت که دوست دارم در کنار تو پیر شوم و بمیرم...
و من این گل را به تو هدیه میدهم و با عشق زیر لب میگویم دوستت دارم.
به یاد توووو.

نرنجان دلم را
که این مرغ وحشی
ز بامی که برخواست مشکل نشیند !
بچه ها شوخی شوخی به گنجشكها سنگ ميزنند و آنها جدی جدی ميميرند... آدمها شوخی شوخی زخم ميزنند و قلبها جدی جدی ميشکنند... و تو شوخی شوخی لبخند ميزنی و من جدی جدی عاشق ميشوم
.... . . به یاد تو . . .

زندگی لکه ی ننگيست
که آميخته با جان من است
زندگی لحظه ی زرديست
که از ان من است
من نمی دانم
که ته اين همه زشتی
که پس اين همه زجر
که پی اين همه درد
چه به من ميماسد؟
به.......یاد.......تو

ز کویت رفتم و الماس طاقت بر شکستم
برو با یار خود بنشین که من بار سفر بستم
که بعد از رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد
فلانی یار خوبی بود من فدرش ندانستم
به یاد تو
شمع ای شمع به چه می خندی؟
به شب تیره و خاموشم؟
به خدا مردم از این حسرت
که چرا نیست در آغوشم
روی فرش سنگ مرمر ، روی نقشه های کاشی
همینو فقط نوشتم : میمیرم اگه نباشی
به یاد تو

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم
اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
اگه بگم ماه مني
هر نفس راه مني
اگه بگم بال مني
لحظه ي پرواز مني
ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال
ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال
ميشي برام ماه شباي بي سحر
ميشي برام ستاره ي راه سفر
اگه هرجا باشي يا نباشي مال مني
اگه براي من هم نباشي بازم عشق منی
حتی اگه تا دم مرگ نبینم چشای قشنگ تو
میمونم تا آخرین لحظه به یاد تو...
I LOVE YOU

عاشقی روح مرا آزرده است
خنده هایم را ز پیشم برده است
عاشقی را می توان تحقیر کرد؟
عاشقی را می شود زنجیر کرد؟
عاشقی تقصیر یک پیغام نیست
صحبت از آن دانه و این دام نیست
عاشقی یک اتفاق ساده نیست
صحبت از دل بردن و دلداده نیست
عاشقی یک کلبۀویرانه نیست
صحبت از شمع وگل و پروانه نیست
عاشقی تصویر یک پاییز نیست
یک شب سرد و ملال انگیز نیست
عاشقی چیزی برای هدیه نیست
طرح دریا و غروب و گریه نیست
عاشقی یک نامه و نقاشی بیجان که نیست
عکس قلبی خورده
قطره های خون میان آن که نیست
عاشقی روییدن یک غنچه در باران که نیست
هرچه می گویند این وآن که نیست
عاشقی تنهای تنها یک تب است
بی تو مردن در سکوت یک شب است
...
» ب ه ....... ی ا د ......... ت و«

ز کویت رفتم و الماس طاقت بر شکستم
برو با یار خود بنشین که من بار سفر بستم
که بعد از رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد
فلانی یار خوبی بود من قدرش ندانستم
به یاد.....تو.

درخواب ناز بودم شبی
...ديدم کسی در مي زند ...
در را گشودم روي او ...
ديدم غم است در می زند ...
ای دوستان بی وفا ...
از غم بياموزيد وفا ...
غم با آن همه بيگانگی ...
هر شب به من سر ميزند ...
..:: به یاد تو بی معرفت ::..

10 ثانیه تا انتها
پایان بی سرو صدا
بی خبر از هر شب و روز
من و یک شمع نیمه سوز
یکی گذشت از ثانیه
9 تای دیگه باقیه
ای کاش تو لحظه ای که رفت می دیدمش یه بار دیگه
اون دور بود و من تو حسرت، ثانیه ها که می گذشت
ای کاش تو این یک ثانیه، بی بودنش نمی گذشت
ساعت می گه 2 ثانیه
8 تای دیگه باقیه
یه عمر نشستم منتظر
کی می گه اینا بازیه
پولدار بودن جرمه منه
عاشق بودن تنها گناه
یه عمری چشم به در بودم
این آخرا هم چشم به راه
ساعت بازم بهم می گه 3 ثانیه رفته دیگه
خبر داری چه زود گذشت
مونده فقط 7 ثانیه
هی با خودم گفتم می آد
امیدتو ندی به باد
داد می زدم پس کی می آد
کسی جوابم و نداد
ثانیه پشت ثانیه
رفتن تا 6 و 7 و 8
لحظه تو گوشم داد می زد
8 ثانیه از سر گذشت
من موندم و 2 ثانیه
ازم فقط این باقیه
هنوز نشستم منتظر
چشم امیدم به خداست
آی ای خدا
بهش بگو
بگو که من تا آخرین لحظه
خیره بودن، چشمام به در
ثانیه نهم که رفت
مونده فقط 1 ثانیه
سرت سلامت نازنین
از من یه ثانیه باقیه
قسمت نشد ببینمت
شاید که لایق نبودم
منتظرت بودم یه وقت نگی که عاشق نبودم
ثانیه ده گل یاس
راحت شدم، دیگه خلاص
آزاد شدم، بیام پیشت بی واهمه، بی هیچ هراس
قشنگ ترین ثانیه ها، این ده تا بود که زود گذشت
رویای شیرینی بود و ناز، چون با خیال تو گذشت
...................... به یاد تو ......................

من تمنا كردم
كه تو با من باشيتو بمن گفتي هرگز، هرگز
پاسخي سخت و درشت
و مرا اين غصه ، اين هرگز كشت
»به یاد تو«
غروب شد خورشيد رفت...
آفتابگردان دنبال خورشيد ميگشت...
ناگهان ستاره اي چشمك زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت...
آري....
گلها هيچوقت خيانت نميكنند!

گفته بودی:که چرا محو تماشای منی؟
آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
نازچشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
««««««««« به یادتو»»»»»»»»

تلفنو بردار برو توی اطاق با هر کی که دلت می خواد حرف بزن بی خیال من
اصلاً اگه دلت میخواد برو بیرون شب هم نیا، فکر نکن منتظرم بی خیال من
جون هرکی که دوست داری بی خیال من یکی شواز سر کچلم بابا دست بردار
تا که میام حرف بزنم چمدونو جمع میکنی بازم میخوای بری خونه مامان و بابا
تا که میام حرف بزنم چمدونو جمع میکنی بازم میخوای بری خونه مامان و بابا
جون هرکی که دوست داری بی خیال من یکی شواز سر کچلم بابا دست بردار
آهای آتیش آتیش آتیش آتیش پاره
ناز نکن نازت خریدار نداره
بین منو دلم دیگه آتیش نسوزون
تو هیچ کدوم دیگه دلت جا نداره
بدون دیگه هر جا که تو باشی برای من
یا جای خالیه تو یا جای من
یا که واسه همیشه بذار برو
یا که بمونو بسوز به پای من

گويم
او را به خود فشارم ، بي تاب
گويم
لب بر لبش گذارم ، پر شور
ترسم ،
از دست من ، چو دود گريزد
ترسم ،
دندان او ، چو برف شود آب
به یاااااد تو


